محمد حسینمحمد حسین، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

محمدحسین؛ داداش محدثه

سفر کربلا؛ ۵ شهریور تا ۱۱ شهریور ۱۴۰۲

سفر کربلا، پنجم شهریور ۱۴۰۲ تا ۱۱ شهریور ۱۴۰۲ توی این سالها ایام اربعین امام حسین (ع) ایامی است که حال و هوایش بوی کربلا دارد، بوی سفر با پای پیاده، ما هم تصمیم گرفتیم که ایم سفر را خانوادگی تجربه کنیم، من و مامان، محدثه و محمدحسین و مامانجون، تصمیم گرفتیم بریم. با ماشین خودمان رفتیم تا مرز خسروی و از آنجا با ماشین های عراقی رفتیم اول به سمت سامرا و بعد کاظمین و نجف، یک شب در نجف ماندیم در خانه یکی از اعراب آنجا، سپس کمی در مسیر پیاده روی بین موکب ها و رسیدیم کربلا، محدثه دعا کرد خدایا میشه ی هتلی گیر بیاد حسابی خسته ایم، از شانس ی شب به ما جای رایگان دادند تو هتل و خاطرات شیرینی که به زبان عکس ببینیم . ...
15 شهريور 1402

شب یلدا ۱۴۰۱

مهربون ما؛ شب یلدا که آغاز یک زمستان سرد و بلند است، همه ساله دور هم جمع می‌شویم و این شب را با هم سپری میکنیم تا یادمان باشد، در بلندترین شب سال حتی برای یک یا دو دقیقه، ‌کسانی هستند که باید بیشتر قدرشان را بدانیم و بیشتر باهم باشیم در واقع یک دقیقه بیشتر دوست داشتن را تمرین کنیم. امسال هم نوبت خانه باباحاجی بود، رفتیم و خوش گذروندیم. # این عکس با دینا دختر عمه، تو مهد قرآن  #این هم خونه باباحاجی ...
30 آذر 1401

تولد ۴ سالگی

پسر گلم سلام؛ امسال به لطف خدا تونستیم ماشینمون را عوض کنیم و یه تیبا ۲ خریدیم. با دیدنش ذوق کردی و شدی عاشق تیبا ۲. البته در کل ماشین خیلی دوست داری و ولی عاشق ویژه تیبا۲ شدی. خلاصه برای کیک و تم تولد هم گفتی تیبا ۲ فقط. به دلیل همه گیری ویروس کرونا یه باغ عمو احمد گرفت و همگی رفتیم اونجا به وقت تولد همراه با کوبیده مجلسی درجه یک. تولدت هزاران بار مبارک. ...
2 دی 1400

کارتون سگهای نگهبان

پسر عزیز بابادون، یکی از علاقه های شدیدی که این روزها پیدا کردی، دیدن کارتون "سگهای نگهبان" خیلی به این انیمیشن علاقه داری و تقریبا از صبح که از خواب بیدار میشی تا زمانی که ما حوصله داشته باشیم، مشغول دیدن این برنامه هستی و خسته نمیشی، تقریبا همه قسمت هارا دیدی و بعضی ها هم چند باااارر😡البته ما هم بدمون نمیاد. ...
4 خرداد 1400

تولد ۳ سالگی

پسرک زیبای من؛ جگرگوشه و دلبند دلم روز به روز را با نگاه رو به تکامل تو آغاز می کنم سپاس خدایی که گیلاس باغ بهشت رابه من عطا کرد سایه خدای عشق بر قلبت مدام تولد سه سالگیت مبارک پسر دلبندم. پیشرفت‌های شما: حالا دیگه شیر نمیخوری، پوشک نمیشی، کلمات را بهتر ادا میکنی بازیهای بیشتری انجام میدی و کلی کارهای قشنگ دیگه در ضمن گفتی برام کیک مرد عنکبوتی بگیر. عکس با آجی جون مهربون * تولد ۳ سالگی کاملا متفاوت بود، به دلیل شیوع بیماری کرونا تولدت را جدا جدا برگزار کردیم، خونه مامانجون شام، خونه مامان مرضی کیک و چای ...
2 دی 1399

تولد ۲ سالگی

۲ سال است که با آمدنت شادی و نشاط زندگی ما را بیشتر کرده ای و حالا با کارها و شیرین بازی‌ها و خوش زبانی هایت لبخندی مضاعف روی لبان من و مامان آجی جون آوردی، پسرک کوچیک خونه ما تولد دو سالگی مبارک. به دلیل علاقه شدید شما به کارتون سگهای نگهبان تم تولد شما همین شد. با آجی جوون. خودت و آجی... ماهان و دینا ...
2 دی 1398
1