محمد حسینمحمد حسین، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

محمدحسین؛ داداش محدثه

رویش اولین مرواریت مبارک عشق مامان

سلام سلام صدتا سلام         من اومدم با دندونام        میخوام نشونتون بدم          صاحب مروارید شدم                  یواش یواش و بیصدا              شدم جزو کباب خورا سلام پسر یکی یه دونه ی خودم بلاخره بعد از کلی عذاب کشیدن و اذیت شدن صاحب مروارید شدی مبارکت باشه عزیزدلم. درست ۸ ماه و ۱۲ روزت بود که داشتم شیر بهت میدادم که متوجه دندون خوشگلت شدم که اتفاقا دایی اینا و مامانجون خونه ما بودن و بعد از این...
15 شهريور 1397

سفرنامه شمال۲

پسر گلم محمد حسین جانم یه شب خونه مامانجون نشسته بودیم که یهو بابا جون و دایی تصمیم گرفتن یه سفر دو روزه بریم شمال که همگی موافق بودیم فرداش  وسیله برداشتیم پنج شنبه ۸ شهریور صبح زود راه افتادیم و تا شنبه صبح برگشتیم خیلی خیلی خوب بود و کلی خوش گذشت.تو این سفر هم مثل سفرهای قبل اصلا اذیت نکردی گل پسرم.اینم چند تا عکساز این سفرمون... اینجا تو راه رفتنه که اصلا ماشین ودوست نداری و اگه خواب نباشی همش بهونه میگیری هی میری جلو و میایی عقب تا برسیم. اینم عکس شما با آجی جون کنار دریا کلب آب بازی کردی اینم چند تا عکس از فضای ویلا اینجا هم لب دریا برات سرلاک درست کردم ...
12 شهريور 1397

ماه هشتم زندگی شما و زیارت امام هشتم؛

پسرک دلبند خانواده ما؛ سلام؛ یا امام هشتم: آوردم کودک هشت ماهه ام را به زیارت و پابوسی شما، آشنایش کردم با محبت شما، آداب زیارت را با ادب جلوی چشمانش انجام دادیم و البته از جانب "محمدحسین" هم نیت کردیم. ما وظیفه خود را انجام دادیم و از شما امام مهربانیها یه درخواست داریم: محمدحسین ما را همیشه کنار سفره خودت نگهدار و همیشه نگهدار او و خواهرش باش...  یک سفر با طعم شیرین زیارت. در هشت ماهگی شما سفری داشتیم به دیار امام هشتم شیعیان، امام رضا (علیه السلام). همراه بابا حاجی و مامانجون روز 97/5/24 ساعت 16:45 با قطار راه افتادیم.و 30 مرداد یرگشتیم.خیلی سفر خوبی بود و شما گل پسر مامان اصلا اذیت نکردی. اینجا تو راه ...
31 مرداد 1397

دشت بهشت

عزیز دل مامان پسرک شیطون و بلای خودم این هفته بابا محمود یه ویلای شیک تو کرج به اسم دشت بهشت رزرو کرد که آخر هفته بریم و خوش بگذرونیم که به اتفاق دایی مهدی اینا و یکی از همکاراش و همکار بابا محمود شدیم چهار تا خانواده رفتیم که خیلی خوب بود و خوش گذشت و شما گل پسر من اولین بارت بود که اینجا میومدی البته پارسال هم رفته بودیم تولد آبجی جون و گرفتیم منتهی اون موقع تو دل مامان بودی.پسرک من عاشقتم مامان اصلا اذیت نکردی. اینم چند تا عکس از دشت بهشت اینم یه عکس دسته جمعی با بچه ها ...
20 مرداد 1397

قم وجمکران

پسر نازنینم محمد حسین جان در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ من و بابا و آبجی و شما به اتفاق بابا حاجی و مامانجون به شهر قم رفتیم که شما اولین بارت بود.بابا محمود یه جای خوب هم رزرو کرد و یه شب تو قم موندیم همون شب جمکران هم رفتیم زیارت کردیم خیلی خوب بود و خوش گذشت. زیارتت قبول گل پسرم اینجا داخل حرمه حضرت معصومه س  عکس شما با آبجی جون و اما جمکران ...
13 مرداد 1397

پسرک شیطون خونه ما

عزیز دل مامان یکم از شیطونیات بگم تا ما غافل میشیم همش یا باید پیش سیم شارژر یا سه راه برق یا مبل یا تو میز تلوزیون پیدات کنیم آبجی جون هم کارش شده مراقبت از شما و عاشقانه باهات بازی میکنه و مراقبت هست. اینم چند تا عکس و سند از کارات   ...
3 مرداد 1397

هفت ماهگیت مبارک

الهی، یارب، یا ارحم الراحمین، با تمام وجود از نعمت 7 ماهه ای که به ما دادی سپاسگذاری میکنیم و امید آنکه بتوانیم شکر این نعمت بسیار بزرگ رو به جا بیاریم. پسرم هفت ماهگیت مبارک.عزیز دلم دیگه بدون کمک کامل میشینی و سینه خیز به سرعت میری و همش تلاش برای چهار دست و پا میکنی ولی دیگه خودت به راحتی میشینی و از حالت نشسته سینه خیز میری و برعکس.هر کی میبینتت میگه که چقدر خنده رو و خوش اخلاق هستی و ما با دیدن اون خنده های قشنگت قند توی دلمون آب میشه و خودمون رو کنترل میکنیم که نخوریمت بهت افتخار میکنیم و خیلی خوشحال و خوشبختم که مامان پسر باهوش و قشنگی چون تو هستم عزیز دلم منو بابا و آبجی محدثه عاشقتیم.به مناسبت هفت ماهه شدنت آبجی جون ...
2 مرداد 1397